ایران معاصر

هر کسی که به محمدرضا نزدیک میشد حسابی اوضاعش عوض میشد و میتوانست هر چقدر میخواهد برای خودش ثروت جمع کند و هیچکس هم نیمتوانست جلویش را بگیرد.

یکی از این نمونه ها عبدالکریم ایادی است.

ایادی بعد از رفتن پرون تبدیل به دوست صمیمی محمدرضا شد. او شغل های مهم زیادی را به خود اختصاص داده بود و از آنها ثروت هنگفتی جمع کرده بود.

یکبار فردوست به بررسی شغل های ایادی پرداخت و متوجه شد او حدود 80 شغل مهم دارد و وقتی این قضیه را به محمدرضا میگوید هیچ برخوردی با اونمیشود.

شاید علاقه داشته باشید


بچه کدخدا

دسته بندی : پهلوی

تناقض

دسته بندی : پهلوی

دیدگاه ها