ایران معاصر

پزشک مخصوص شاه چنین مینویسد: افراط اعلی حضرت در مشروب خواری و شهوت رانی و تماس فراوان ایشان با خانم ها مختلف باعث شد که ایشان در سن پنجاه سالگی دچار آن همه امراض مختلف شده و جند نوع سرطان را تحمل کند و در نهایت از پای در آمد. ارگات لاینگ درباره شخصیت اشرف می نوسید: اشرف زنی بود که دچار آمیزه ای از سادیسم و مازوخیسم جنسی شده بود، لذا برای ارضای خود مانند یک دیوانه به مردان مختلف روی می آورد.[1]

با این اوضاع شهوت رانی خاندان سلطنتی، دیگر وقتی برای مردم و رسیدگی به امور آنها نمی ماند، و این خاندان نشان دادند که مردم برایشان هیچ اهمیتی ندارند و فقط شکم و زیر شکم برایشان مهم بود. این عوامل باعث مردمی شدن انقلاب می شد، مردم و اقشار جامعه روز به روز از شاه و دربارش دور و به انقلاب امام (ره) نزدیک و نزدیک تر می شدند.

[1] دربار به روایت دربار، ص19و28

دیدگاه ها